در بیمارانی که کاندیدای جرّاحی هستند، علاوه بر مشکلات جرّاحی و یافتن دارو، بیمارستان، پزشک مناسب و مشکلات اقتصادی مشکلی که بسیار دیده میشود، ترس از بیهوشی است. گاهی بیماران از اینکه دیگر به هوش نیایند، میترسند. نگران هستند که حین بیهوشی سخنان بیربط و ناپسند بگویند، به داروهای بیهوشی حسّاسیت داشته باشند، یا در زمان عمل جرّاحی ضربان قلبشان بایستد، یا حین عمل بیدار شوند یا در زمان انجام عمل درد داشته باشند. باید گفت که این رویدادها ممکن است، ولی بسیار کم اتّفاق میافتد. ترس یک سازوکار دفاعی است که در طول تکامل در بدن انسان و موجودات زنده بهوجود آمده است و سیستم هورمونی و آنزیمهای بدن را طوری آماده میکند تا در رویدادها واکنش بهموقع و کافی داده شود و بیتفاوتی یک نکتۀ منفی و خطرناک است.
مشکل وقتی است که ترس بهصورت بیماری یا فوبیا دربیاید و جلوی کارکرد پزشکان و پرستاران و حتّی خود بیمار را بگیرد، مانند چسبیدن به دست پزشک، کشیدن آستین پرستار یا فریاد زدن و سخنان ناپسند. در این مواقع بهتر است از روانشناس یا روانپزشک استفاده شود. در بیهوشی خود فرد به خواب نمیرود و فرد دیگری او را به خواب میبرد و محرّکهای دردناک و صدا کردن بیدارش نمیکند و این موضوع بیماران را به وحشت میاندازد. جالب است که در همۀ گروهای سنّی و با هر سطحی از تحصیل هم این ترس دیده میشود، حتّی متخصّصان بیهوشی هم اگر بخواهند عمل کنند، این ترس را ممکن است تجربه کنند.
امروزه بهترین روش کاهش ترس و استرس بیهوشی را دیدن جرّاح و متخصّص بیهوشی قبل از جرّاحی میدانند که بهصورت چهره به چهره شیوۀ بیهوشی و روشهای آن، خطرات و عوارض آن و راههای جلوگیری از عوارض آن برای بیمار توضیح داده میشود.
آثار ترس بر بدن بیمار بهصورت تپش قلب و درد قفسۀ سینه، تهوّع و استفراغ، سردرد، بیقراری، عدم توجّه، افزایش فشار خون و سردرد ممکن است خود را نشان دهد. گاهی آنقدر شدید است که حملۀ ترس خوانده میشود. کسانی که از قبل اضطراب و افسردگی دارند، بیشتر در خطر این فوبیا هستند.
فوبیای بیهوشی در بسیاری از موارد در عمل نخست دیده میشود، ولی برخلاف انتظار در جرّاحیهای بعدی ممکن است حتّی بیشتر شود، بهویژه اگر بیمار تجربۀ بد مانند سردی اتاق عمل و ریکاوری، خجالت از برهنگی، درد، تهوّع، احساس ادرار یا برخورد بد پزشک یا پرسنل را داشته باشد. در عملهای سرطان که بیماری شدید است و خطر مرگ در کمین است، و جرّاحی برداشتن پستان برای بانوان -که احساس نقص میکنند- و برداشتن پروستات -که فکر میکنند کاهش میل جنسی خواهند داشت- این فوبیا بسیار است.
عواملی مانند سنّ بالا، بیماریهای قلبی، ریوی، کلیوی، مغز و اعصاب و غدد مانند دیابت و سنّ بسیار کم خطر بیهوشی را میافزایند. با مشاوره با پزشکان قلب، داخلی، مغز و اعصاب و اطفال میتوان خطر بیهوشی را کاهش داد. با فراهم کردن بخشهای ICU و CCU میتوان پس از بیهوشی کنترل دقیقتری از بیمار به عمل آورد. استرس کمخوابی میآورد و کمخوابی هم استرس میآورد، بنابراین برای شکستن این چرخة معیوب استفاده از آرامبخشها و ضدّ افسردگیها گاهی مناسب است. گاهی بیمار به حدّی ترس از بیهوشی دارد که عمل ضروری را به عقب میاندازد، بنابراین با توضیحات کافی میتوان لازم بودن جرّاحی را یادآور شد و تشویقش کرد. بیماران هم بهتر است در مورد بیماری خود و نوع جرّاحی و بیهوشی آگاهی لازم را داشته باشند و از پرسش کردن نترسند و خجالت نکشند. البته به مهارت پزشک بیهوشی و جرّاح خود اطمینان کنند و اگر لازم شد پزشکان مورد علاقۀ خود را انتخاب کنند. در مورد مشکلات مادّی کاری از دست پزشکان برنمیآید و سازمانهای بیمهگر باید به وظایف خود بهخوبی عمل کنند و پدیدۀ زشت زیرمیزی نیز در میان نباشد. شیوههایی مانند یوگا، طبّ سوزنی، ماساژهای علمی، هیپنوتیزم و داروهای گیاهی هم در این زمینه بهکار میروند و باید یادآوری کرد که این روشها فقط کمککننده هستند و به هیچ روی جای داروهای شیمیایی و کار پزشکان را نمیگیرند. باید مراقب بود که به بیراهه نرفت و مسیر درمان را اشتباه نکرد. حتّی گروهی از داروهای گیاهی با داروهای بیهوشی تداخل اثر دارند. روشهای کمخطرتری هم وجود دارد، مانند مطالعه و خواندن کتاب، مجلّه و مقاله، گوش دادن به موسیقی ملایم و مناسب یا پیادهروی در روزهای قبل از عمل که گاهی بسیار کمککنندهاند.
در مواردی مانند جرّاحی سرطانها یا جرّاحیهای قطع عضو مثلاً پای دیابتی یا سرطان پستان -که برداشتن پستان ضروری است- بهتر است از روانپزشک یا روانشناس برای آماده کردن بیمار بهره برد. در مواردی که بیمار از بیهوش شدن کامل میترسد، در صورتی که نوع عمل اجازه دهد، میتوان از بیهوشی رژیونال یا منطقهای استفاده کرد. در مورد ترس از حرف زدن حین بیهوشی نیز باید به وی اطمینان داد که معمولاً در بیهوشیهای کامل به علّت لولهگذاری تنفّسی بیمار نمیتواند سخن بگوید.
در مورد حسّاسیت به داروهای بیهوشی نیز باید گفت که بعضی بیماران حسّاسیت به بعضی داروهای بیهوشی دارند و چون داروها و شیوههای گوناگونی در بیهوشی وجود دارد، با شناسایی داروی حسّاسیتزا میتوان از داروی دیگری بهره برد. در مورد ترس از بیدار شدن حین بیهوشی هم باید گفت که این مشکل بسیار کم اتّفاق میافتد و با کنترل و داروی مناسب پیشگیری میشود. کودکان معمولاً به والدین خود مینگرند و اگر آنان ترس از اتاق عمل و بیهوشی داشته باشند، به کودکانشان منتقل میکنند، بنابراین بهتر است واهمهای از خود نشان ندهند. اگر کودک درک و آگاهی دریافت اطّلاعات را دارد، در حدّ توان باید در جریان قرار بگیرد. به کودکان بزرگتر میتوان آگاهی داد، ولی کودکان کوچکتر را میتوان تا چند روز در جریان نگذاشت.
والدین بهتر است تا جلوی در اتاق عمل بیایند و اگر محلّ ویژۀ والدین در اتاق عمل وجود دارد، آنجا باشند، به شرطی که در روند درمان مشکلی ایجاد نکنند. بهتر است به کودک گفت که والدینش همین نزدیکی هستند. باید از فریب دادن کودکان پرهیز کرد، مثلاً گاهی به کودک میگویند که «عکس میگیری میروی»؛ چون کودک متوجّه دروغ میشود، از آن به بعد تمام سخنان درمانگرها را دروغ میپندارد. بهره گرفتن از جملاتی مانند اینکه «پس از عمل لوزه بستنی میخوری» یا «پس از عمل به اتاق زیبایی با اسباببازی نزد پدر و مادرت میروی» کمککننده است. گاهی یک نوازش بجا از دارو مؤثّرتر است. در بیماران با افزایش تحصیلات و آگاهی بیشتر عمدتاً ترس کمتر میشود.
دکتر سحر مسقطی
چالوس.ساختمان دکتر عبدالرحیمی.طبقه اول
لینک کوتاه : https://drsaharmasghati.ir/?p=7345

